شهاب زمینــی

 

همیشه در عجب بودم

که چرا بعضی ها در جاده ی زندگی پا به پایمان نمی آیند!

حتی وقتی آهسته و پیوسته قدم برمیداریم

که اگر عقب افتاده اند, برسند

امروز فهمیدم

ریگی که در کفششان بود, پایشان را می آزرد./

 

 

امروز رمز و حکمت وجودیت را فهمیدم

تو یک شهاب "زمینی"هستی ماُمور برهم زدن

سکون و آرامش من,

کسی چه میداند امروز چندبار فرو ریختم!

این روزها می گذرند اما

من از این روزها نمی گذرم.../

 خدایــــــــــــا!

یا نــوری بیافکن...یا تــوری

ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس وحشت دارد./

/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاه خان

رفاقت الوچه نيست بهش نمك بزني؛دخترهمسايه نيست بهش چشمك بزني؛غذانيست بهش ناخونك بزني؛مادرنيست بهش كلك بزني؛ رفاقت مقدسه بايد واسش زانو بزني[لبخند]

سیاه خان

بايدفراموشت كنم چنديست تمرين ميكنم؛ من ميتوانم ميشود آرام تلقين ميكنم؛ كم كم زيادم ميبري ؛ كم كم زيادم ميروي؛ اين روزگارو رسم اوست؛ اين جمله را با تلخيش صدبار تمرين ميكنم[ناراحت]

سیاه خان

[گل] تندخونیت خیلی خوبه. رکورد زدی.[دست]

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز [گل] قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " رویای تو و من " به روز شد... منتظر حضورت هستم [گل] **** گممـــ نکنـــــ ! قول میدهمـــ گوشهـــ دلتـــ آرامــ بنشــینمــ فقطــ بگذار بمانمـــ

محمد - Mohammad

سلام خوبی دوست من؟ باز جمعه شد و من نوشته ای را برا دوستان گذاشتم این نوشته از یکی از دوستام هست که ... حتما بخونی خوبه نظر یادت نره هان شادابی از آن توست[گل] >>این یه اطلاعیه بود و دعوتنامه از عزیزان<<

شاعر شنیدنی ست

ریگی که در کفششان بود.. جایی نوشته بود همیشه رفیق پابرهنه ها باش چون هیچ ریگی به کفششان نیست

سیاه خان

[گل] سلام نسترن جان.خوبی دلبندم؟ تو همه جوره میتونی رو من حساب کنی. دوست .برادر.فرند.اخوی.ابوی.آبجی.دایی عمو عمه خاله پسرخاله دخترخاله و ....[زبان] اصلا میتونی از من به جای کاغذکاهی استفاده کنی و روم حساب کنی[نیشخند]

مهدی (نارنجی)

سعی میکنم از این به بعد بجای صحبت با دیگران با نوشته های تو ارتباط برقرار کنم

مهدی (نارنجی)

خدایا یا بزن جلو یا بزن عقب اینجای زنگی مو اصلا دوست ندارم

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز [گل] قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " عشق دروغي " به روز شد... منتظر حضورت هستم [گل] **** گاهي وقتا لازمه يه گوشه لم بدي خاطراتتو مرور کني و با خودت بگي : من چطوري تحمل اين همه درد رو داشتم ؟!